خرید بک لینک

«در غرب خبری نیست»؛ یک رمان ضد جنگ

سید علیرضا هاشمی

«در غرب خبری نیست»؛ یک رمان ضد جنگ

این روزها طبل جنگ که به گوش می رسد؛ هراسان می شوم. نه برای خودم؛ بلکه برای کشورم.

سال های دور دهه 60، آن زمان که هنوز کتابعرضهی ها برقرار بود و جای خود را به اغذیه ارائهی و پیتزا فروش‌رسانیی و صرافی ها نداده بودند، یکی از مهمترین شعبه های کتابعرضهی انتشارات امیرکبیر در چهار راه استانبول قرار داشت.

آن زمان انتشارات امیر کبیر با مدیریت آقای عبدالرحیم جعفری بهترین کتابها را با شکیل ترین صحافی انتشار می داد و در فاصله هر چند ماه با تخفیف های قابل توجه کتاب دوستان را به خود جلب می کرد.

خاطرم هست که یکی از اولین کتابهای رمانی که با تخفیف از این عرضهگاه سفارشم کتاب «در غرب خبری نیست» اریش ماریا رمارک با ترجمه خوب سیروس تاجبخش بود. رمانی فوق العاده و تأثیر گذار که به تهیه و خواندنش می ارزید. این کتاب در بین تمام کتاب‌هایی که با مبحث جنگ نوشته شده است؛ بدون تردید جزء فراموش‌نشدنی‌ترین کتاب‌هایی است که خوانده‌ام.

اریش ماریا رمارک در کتاب در غرب خبری نیست با نگاهی خشک و واقع‌بینانه به کوچکترین لحظات وحشت و بیدادگری، پلیدی و فرومایگی، رقت و ترس، سرگذشت گروهی از سربازان جوان و سرگردان آلمانی را می‌نویسد که در پیچ و خم روزهای جنگ اول جهانی نومیدانه جنگیدند و رنج کشیدند.

گیرایی این رمان باشکوه، در اصالت و سندیت دردناک آن نهفته است. چرا که نویسنده خود ناگزیر شده است در لباس سربازی در ارتش المان خدمت کند، جهنم جنگ را توصیف کند و از گیرودار آن جان سالم به در برد.

کتاب صحنه‌های جنگ را آنقدر ملموس و واقعی توصیف می کند که در تمام لحظات خواندن، خواننده را نیز درگیر می‌کند. مهم‌ترین جنبه کتاب نیز ضد جنگ بودن آن است، جنگی که آدم‌های بی‌گناه را به جان هم می‌اندازد، جنگی که حتی اگر از آن جان سالم به در ببرید، زخم‌های روحی ناشی از آن هیچوقت خوب نمی‌شوند. هیچ‌کس پس از جنگ دیگر آن آدم سابق نمی‌شود. شخصیت‌های کتاب نیز دقیقاً این مسائل را از سر می‌گذرانند.

در غرب خبری نیست رمانی است در به چالش کشیدن آن‌چه ارزش انسانی نام‌گذاری شده است. از آن‌چه که جنگ می‌تواند تمامی این ارزش‌ها را زشت و ناپسند کند، که آن‌چه باقی می‌ماند چیزی نیست جز کوفتگی و خستگی جان‌های به‌درمانده از کشت و کشتار. از رنج و فقری که بعد جنگ نصیب جامعه انسانی می‌شود. از سرخوردگی و یأس حاصل از هر آرمان و ایدئولوژی که زندگی جوانان را تباه می‌کند. که آن‌چه در این میان صرفاً به‌چشم می‌آید خون هزاران انسان بی‌گناهی است که به پای ایدئولوژی و قدرت‌طلبی جنگ‌طلبان ریخته شده است.

این روزها که دود جنگ در خاورمیانه به آسمان رفته است، به یاد صحنه های این کتاب می افتم، صحنه هایی که در جنگ جهانی اول خالق اثر خود شاهد و ناظر آن بوده است؛ با این تفاوت که در زمان حاضره صحنه های جنگ کلاسیک این رمان، تبدیل به جنگ های الکترونیک امروزی شده است، صحنه هایی که از طریق رسانه و فضای مجازی هر روز شاهدصحنه های غم انگیز آن هستیم.
+ این یادداشت در سایت انسان شناسی و فرهنگ ویژه نوروز 1404 انتشار یافته است.

برچسب: نویسنده: آبتین نیکنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 3:36

صفحه بندی